تبليغاتX
اشعار یک شاعر مرده - گهواره

اشعار یک شاعر مرده

      گهواره ات را که

    تکان می دهم

فکر می کنم بر می گردد

تا کودکش را ببوسد

فکر می کنم جدایی

او را هم خسته کرده است

گهواره ات را که تکان می دهم

دست هایم لالایی

برگشتنش را می خواند

و لبانم به انتظار بوسه اش

غنچه می شود....

گهواره ات می ایستد

تو می خوابی

و او هرگز باز نمی گردد....

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 19:35 توسط یکی مثل حوا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

این روزها فاصله ام
از خودم انقدر زیاد شده
که باور نمی کنم
تصویر در ایینه
تصویر زنی است
که می شناسم
تصویر کسی شبیه من !!
مهم نیست
هیچ وقت مهم نبوده
زمان می گذرد
و من فراموش می کنم
بعد همه چیز حل می شود
همه چیز
شاید سالها بعد
که در اینه نگاهی بکنم
به خاطر اورم
خودم
و زنی که شبیه من
به من نگاه می کند


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه


آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386



پیوندها

اخرین باران
وبلاگی برای همه کس وهیچ کس
فروغ فرخزاد
لعنت به بالاگفا- لعنت به بلاگفا ( حتما رجوع کنید )
صداي جوان ايراني ( فائقه )
همشهری جوان
ادم وحواها
خط به خط خیال من
خدای احساس
سهیل پرنده
رییس جمهور
سربازی از اسلام
مریم
سخنان ناب دکتر علی شریعتی
حمیده
تنهایی
یاد داشت های یک جسد خیس
شهاب مرادي( مردم ايران سلام)
لیلا
یه جسم خاکی
گریز از شعر
می خواهم بدانم
مریم فرزندی از دریا
کارو
آوای ورازشت
سرباز اسلام
سهراب
روح نا ارام
در چشم هايت شنا مي كنم ( اشعار )
ادين
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


BGSOUND SRC="WWW.TAK3BA.ORG BE PAYE MAN" LOOP="-1"> http://mordegan70.ucoz.com/panel/?a=fm http://mordegan70.ucoz.com/panel/?a=fm;f=Audio

Congratulations!