|
سلام وقتی گزارشی وضعیت کار و اشتغال زنان را در چهلچراغ خواندم دلم می خواست به اندازه ی تمام هستی ام بگریم به اندازه ی تمام هستی پر پر شده ای که این روزها عجیب هدر می رود تکه ای برایتان می نویسم تکه ای نه چندان دور از جامعه مان- جامعه ی بلبل و حافظ گل ها و سهراب ها شرایط کار در چند جا : " ۱.متاهل نباید باشی صبح ساعت ۷:۳۰ شروع و ۶:۳۰ خاتمه اغلب یک ساعت اضافه کاری یک ماه بی حقوق ماه بعد ۱۳۵ هزار تومان تمام کارکنان زن است صاحب شرکت این را برای اینکه زنان کار بیشتر حقوق کمتر می گیرد معرفی می کند و ....-۲.روابط عمومی با ظاهر اراسته این جا با کت و شلوار و طبق اخرین متد ارایش حاضر شده چون اغلب ارباب رجوع های ما خارجی هستند این ها گفته ی یک رئیس شرکت است" که یشتر از زنان استفاده ی اگر خیلی خیلی خیلی مودب بگویم و خوشبینانه بنگری می گوییم تزئینی می کند .... حقوق زنان حقوق برابر شرایط مساوی کار چه جفنگیات جالبی ؟ *** شرایط زندگی یک مستخدم مدرسه را بررسی می کنیم : شوهرش معتاد - و خودش و پسرش که این روزها عجیب مریض شده مثل تمام ما ها که عجیب مریض می شویم و دخترکی که خانه ی بخت رفته می گفتم این زن در دکه ای که مثل جهنم گرم است خوراکی می فروشدخرج اعتیادمردش را در می اورد وقتی غافلگیرانه نگاهش می کنی از پشت شیشه یا چه می دانم این روزها میان راهرو-انقدرخمیده است که یادت می رود این زن همان زنی است که چند دقیقه ی قبل لبخندی به تو زد و رد شد . اب و جارو کردن و عرق ریختن برای خرج اعتیاد کجای دنیا عدل است و مساوات ؟ *** دلم گرفته است برای زنی که کنار باجه می گفت : اقای محترم شوهر من شیمیاییه ما چهارماهه حقوق نگرفتیم اقا شوهرم خرج دواهاش سر به اسمون می کشه اقا ما نون .... و بوق های ممتد تلفن و اشک هایی که ریخته می شد . نقطه سر خط
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 15:56 توسط یکی مثل حوا |
|
| ||||||